عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
46
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
استقلال و استبدادى تمام بود . فكرى متين « 1 » و رأيى « 2 » رزين داشت . قواعدى كه در ايّام گذشته به واسطهء ايالت حكّام « 3 » سالف وهن يافته بود و مضطرب « 4 » گشته تقويم داد و به حسن سياست تدارك كرد . و جزايرى كه تعلّق بدان حدود داشت تا سواحل كيج « 5 » و مكران را تا حدود سند در كنف حياطت و حوزهء حراست گرفت . چون با لشكر جرار به كيج و مكران متوجه شد به رودبار رسيد ، قاضى جيرفت را پيش مجد الدّين « 6 » ابو المكارم كه ملك كيج و مكران « 7 » بود فرستاد و پيغام داد مشتمل بر آنكه خداوند عالم سلطان محمّد شب و روز نصرت دين « 8 » را متشمّر شده است و تحمّل مشقّت سفر اختيار كرده و عناد و خطر جنگ را بر نوا و آهنگ چنگ گزيده و با خانان ختاى در قتال و جدال « 9 » آمده و تو در مهاد فراغت غنوده و بر بساط « 10 » رفاعت « 11 » استراحت كرده و خزاين و دفاين بسيار جمع گردانيدهاى . اكنون اگر مالى خطير نفرستى « 12 » تا من حمل خزانهء عامرهء سلطانى گردانم ، لشكر كشم و دمار از نهاد تولكزى « 13 » برآورم . چون رسالتى بدين درشتى شنود - و ملك زوزن را گفتندى ساربان بچهاى است - در جواب گفت آن شتربان را چه حدّ آن باشد كه به من چنين پيغام فرستد ؟ قاضى جيرفت چون جواب بدين نمط بازآورد ، نايرهء غضب ملك زوزن به غايت اشتعال پذيرفت و على الفور با تمام لشكر به در كيج « 14 » رفت و به [ جنگ و شمشير ] « 15 » ملك كيج را از حصار بيرون آورد و دفائن و خزاين او در تصرّف گرفت و زواهر جواهر و علايق نفايس حاصل و ملك را با سه پسر اسير با خود آورد . چون به لشكرگاه جيرفت باز رسيد فرمود تا بينىهاى ملك كيج « 16 » و پسران را سوراخ كردند و ابريشم در آن كشيده به قطار در شهر جيرفت آوردند « 17 » و گفت من شتربانىام كه . . . . « 18 » چنين را مهار قهر
--> ( 1 ) با ، گ : مبين . مل : فكر متين . ( 2 ) ما : رأى . ( 3 ) با : حكومت . ( 4 ) با : مضطر . ( 5 ) ما : و كيج . ( 6 ) با : ملك محمّد و مجد الدّين . ( 7 ) اساس ندارد . ( 8 ) با : نصرة الدّين . ( 9 ) با : جنگ . ( 10 ) ما : قماط . ( 11 ) ما : وقاعت . ( 12 ) با ، گ ، مو : مل : بفرستى . اساس بدون نقطه . تصحيح قياسى است . ( 13 ) با ، گ ، مل : لوزى . مو : نورى . اساس لكزى خوانده مىشود . ( 14 ) با : كيج مكران . ( 15 ) گ ، ما ندارند . ( 16 ) اساس : كيج و مكران . ( 17 ) با ، گ ، مل : آورد . ( 18 ) دو كلمه در اينجا در هيچ نسخههاى خوانده نشد : قيسر اكانى . قيسر الحانى . قبسر اكانى ؟ ! .